


پ ن یکم )
حرفی برای گفتن ندارم دعا می کنم هر چه هست زود تمام شود
تاوان این دموکراسی تحمیلی و احمقانه انگارجبران نا پذیر است .
پ ن دوم )
یک تشکر کوچک برای دوستانی که تولد من رو تبریک گفتند
کیکی داشتم که تا نیمه های شب شمع های آنرا نگاه می کردم و
آنهائی که در خیابانها بعد از سالها دوباره در خون به دنیا آمدند را
یاد کردم
درون آئینه
از پنجره به بیرون نگاه کن
دوازده نفر
به دنبال یازده نفر دیگر
که مرده بودند
آرام
راه می رفتند

این پست برای تفکرات یک روانپریش
همان روانپریش خودمانی
گفتم که
کمی جلوتر ماهی ها خواهند مرد
ولی ، کسی باور نکرد .
پ ن دوم )
آمدن در این شرایط شاید کار احمقانه ای بود
ولی برای خواندن دیگران هم که شده ، هستم
شاید با این بودن نسبی تمام نبودن ها را فراموش کنم .
پُل
پِله
پِله ای برای صعود تو
پل هائی برای نزول من
می گویند
آبچِکان پِله ات بو می دهد
نگاه سنگین تو
بارانی اسیدی ست
که تمامی درزهای پِله هایت را
خط چشم سیاه ، جِرم گرفت
من روی پِله های تو راه می روم
و تو روی من پُل خواهی زد
موشی از بوی تعفن آبچِکان پِله
قهقهه می زند
چِشمش شور بود
پُل ، پِله شد

Heather Nova - Gloomy Sunday دانلود
پ ن یکم )
فقط هوس بودن و هوس پستهای قدیمی
به سرم
زد
این پست برای " حدیث " حک شد VirGinraiN
پ ن دوم)
سلام .. ولی کماکان نیستم تا اطلاع ....

پ ن يكم )
يا تمام احترامي كه براي گرگ گله خواستارم
به قول مادربزرگم كه زير هر چروك صورتش
ضرب المثلي خانه كرده
و تمامي عقلهاي نصفه نيمه آدمها
"سگ زرد برادر شغال است "
پ ن دوم )
براي دوستاني كه حال بنده رو به هر نحودرون آكولاد به دليل پاره اي مشكلات به كسي تقديم نشد
