تبليغاتX
آیات زمینی
شنبه 25 مهر1388
این روزها بوی ....

 

این روزها

چه خوب

چه بد

چه عادی

زندگی بوی گــــاف می دهد

با ، هه

 

این روزها

حیف ،

پرستوها ، قبل از برف می‏میرند

کبوترها را هیچ ،

مگو

این روزها ، دل بوی دود می دهد

با ، هه

 

این روزها

به پای عقربه کوچک ، طناب بسته اند

به پای بزرگ ، هم

این روزها ،

زمان بوی ســـود می دهد

با ، هه

 

این روزها معلوم هست کجائی ؟

فکرت ،

روحت ،

پیــــکرت کجاست ؟

این روزها

زندگی بوی آخ می دهد

با ،  هه

 

 

...............................

 

پ ن یکم )

لطفا نخوانید  ،

 برای خودم نوشتم

این روزها هوا ،

بوی کود می دهد

با ، هه

پ ن دوم )

....

 

+ نوشته شده در 22:58 توسط هادی .
پنجشنبه 23 مهر1388
Untitled
 

مثل همیشه صبح شد و توی اون فضای کوچیک بوی عشق غوغا می‏کرد . مثل هر روز ،بدنش رو از بالا به پائین برانداز می‏کرد و اون رو توی آغوش خودش مثل عروسی که لم داده باشه اون گوشه‏ی گودی توی سینه‏اش تجسم می‏کرد . نگاه هرزه آدمهای که به پستی و بلندی های بدن لوندش نگاه می‏کردند ، آزارش می‏داد و از اینکه نمی‏تونست کاری بکنه بیشتر عذاب می‏کشید . آخه مثل هر روز با اون دختر هیچ نسبتی نداشت .

این که همیشه از خجالت نمی‏تونست حتی کوچیک ترین قسمتی از بدنش رو لمس کنه و فقط از دور نظاره‏گر بود دیونه‏اش می‏کرد . رنگ موهای طلائی دختر خستگی روز رو از تنش می برد و یادش می رفت که سخت ترین کار دنیا رو داره انجام می ده بدون اینکه هیچ پولی بگیره و آینده ای داشته باشه . آینده رو همیشه بین افرادی که مثل هر روز با تنه از کنار هم رد می شدند و نیم نگاهی بهش می انداختند هم نمی تونست ببینه .

با این که تمام روز رو بالای شهر ،بین خانمهای کاکل دار زندگی می کرد، صبح به صبح قبل از هر چیز جذب چشمهای اون می شد و هر کس اون رو می دید ، می فهمید که انگار سالهاست عاشق اونه .

ولی اون روز صبح تصمیم خودش رو گرفته بود . این بار می خواست حرفش رو بزنه . این بار می خواست پا پیش بزاره ، بره جلو و زانو بزنه و تمام دلتنگیهاش رو بگه.می‏خواست بگه که عاشق شده .می‏خواست بگه که دلش همیشه از تو آویزونه وقتی اون برای مدتها خیره می‏شه و هیچی نمیگه  .

سعی کرد تکونی به خودش بده ، ولی تا اومد بجنبه صدای شکستن پایین ویترین اومد و خودش رو که از کف میخ شده بود با تمام لباسها و مانکن های دیگر هوار کرد روی دختر .

صبح دیگه از اون خبری نبود . انگار خودش هم اونجا نبود و به جرم فرسودگی انداخته بودنش توی انبار، قاطی یه مشت مانکن کاکل‏دار که دیگه به هیچ دردی نمی خوردند.

 

Amethystium - Enchantment   دانلود

The Ting Tings - Shut Up And Let Me Go   دانلود

...............................................................................................

 

پ ن اول )

گاهی اوقات خیلی لذت دارد ،وقتی زمان بین خلق ونوشتن یک پست

با زمانی که در وبلاگ حک می‏شود کمتر از پانزده دقیقه باشد .

و البته اگر نویسنده  قبلا آنرا در ذهن خود ترسیم نکرده باشد

و این امر بدون شک دروغ شاخ داری تلقی خواهد شد .

پ ن دوم )

صحبت از گوش لیبرال شد . فکر می کنم تنوع در آهنگهای وبلاگ

کمی به گوش شما کمک کند ،می دانم گاهی اوقات راک -بلوز شما

 را آزار می دهد . تغییر فعلی چشم گیر است .

پ ن سوم )

کماکان هستیم .

 هر چند بدون اصلاح و ویرایش متون .

 

+ نوشته شده در 22:37 توسط هادی .
دوشنبه 20 مهر1388
Don't let me die alone

 

 

 

Steve vai - Tender Surrender- live 2009   دانلود

.........................................

 

پ ن یکم )

راحت می توان به این نتیجه رسید که افرادی با درک و فهم بالای موسیقی  

و گوش لیبرالی که درموسیقی دارند ، اگر نتوانند ساز بزنند در واقع با مرده

هیچ فرقی ندارند و گوش دادن به موسیقی چیزی جز عذاب برایشان نیست .

حالا آن موسیقی خواه گیتار باشد ، خواه کاخون و یا ریتم چهار انگشت روی میز .

من که شامل هیچ کدام از موارد فوق نمی شوم و جز یک گوش لیبرال و چند نت

در موسیقی چیزی نمی دانم ، کماکان حس مرده ای را دارم که با تمام انگشتانش

 بی اختیار ساز می زند و حس وحال پیک و سیم و نت را دارد ، ولی کماکان ناتوان است .

گوش لیبرال تنها باعث تنوع در شنیدن نیست ، بلکه باعث می شود

بدانی برای چه چیز ، خواهی مرد .

مادرم ، همیشه به من می گوید به جای اینکه با صدای موسیقی مورد علاقه ات بی حس

 می شوی و گریه می کنی  ، بتوان ،  بزن ،

 دوباره ساز بخر  ،

 دوباره ساز بزن  ،

 دوباره و دوباره ، سازت را نفروش ،   که بنشینی و برایش گریه کنی .

وقتی به خودم می آیم ،  برای یک آهنگ بارها خواب کامل یک شب را از بین برده ام

و یا سر قراری دیر رسیده ام و با اینکه می دانم همه چیز موسیقی نیست، ولی هست .

 ولی کماکان احساس ناتوانی ، رخنه عجیبی در ساز زدن من ایجاد می کند .

گویا به جای گوش لیبرال یک مغز لیبرال دارم که تکلیفش با تنه ی متحرک زیرش معلوم نیست .

شما تعادلی احساس می کنید ؟

پ ن دوم )

شما می دانید :

 من به چیزی علاقه مندم ؟

 برای آن دیوانه می شوم ؟

برای آن ساعتها وقت می گذارم و برای آن خواهم مرد ؟

سوالهای این پست را برای خود تکرار کنید و جوابش را تا پیر نشده اید ، برای خود پیدا کنید .

پ ن سوم )

شاید با احترام کامل ، تمام کامنتهای غیر مرتبط را حذف کنم .

 

+ نوشته شده در 9:38 توسط هادی .
جمعه 17 مهر1388
Come Closer

 

 

Anathema - Closer   دانلود

Velvet Revolver - Messages   دانلود

Joe Satriani - The Forgotten   دانلود

Eagles - Waiting in the weeds   دانلود

Queen - The Show Must Go On   دانلود

José Feliciano - Rain   دانلود

..........................................................................

 

پ ن یکم)

این پست تقدیم به سانتا در وبلاگ سانتائیه

و دل مشغولیهای این روزهایش .

پ ن دوم )

این روزها حرفی برای گفتن ندارم .

آنقدر حال آدمها خوب است و همه چیز به خوبی پیش می رود

که حرفی برای گفتن باقی نمی ماند .

خوب که فکر می کنم ،

 هنوز هم می شود با چند آهنگ در یک روز ، هر چند تکراری زندگی کرد

هنوز هم می شود برای چند آهنگ گریه کرد

هنوز هم می شود برای چند آهنگ مرد .

 

+ نوشته شده در 18:48 توسط هادی .
سه شنبه 7 مهر1388
باز - کبوتر را بدون نگارش می خورد

 

اَ  اِ  اُ

تمامی نگارش‏ها

و حتی  اِعراب‏ها

اختیاری ست

 

می‏کشد

می‏کشد

باز ، کبوتر را می‏کشد

باز ،

باز کبوتر را

خورد

 

..../"+::::::::::«.-----

............................................

Phil Collins - Another Day in Paradise   دانلود

Heather Nova - I Wanna Be Your Light   دانلود

Frou Frou - Breathe In   دانلود

Daniel Powter -bad Day   دانلود

Coldplay - Yellow   دانلود

A Perfect Circle - Annihilation   دانلود

.......................................................................

 

پ ن یکم )

این پست تقدیم به  نسیم در وبلاگ  * ولـــــــــوج *

و احوال این روزهایش و همچنین هدیه ای برای دفاع

در روز سخت معمار گونه اش

پ ن دوم ) به قبرستان خوش آمدید

از آنجائی که بعید می دانم کسی بتواند در این وبلاگ

کامنتی بگذارد ، قبلا از طرف بلاگفا و تمامی سرورهای

سوخته و مرده دنیا ، از  دوستان دنیا دیده عذر‏خواهی

می‏کنم . وسیله ایاب و ذهاب نزدیک چهارراه منتظر شماست .

مقصد  :

قبرستان سرورها – قطعه 2500- ردیف 480000 - آیات زمینی

 

پ ن سوم ) اضافه شده

کامنت دانی آیات زمینی به لطف حسن الماسی اصلاح شد

گویا این قسمت ربطی به سرور سوخته نداشته است .

جزاکم ال.. خیرا

+ نوشته شده در 1:11 توسط هادی .
powered by



Design By: M.Rahimizadeh