

این روزها
چه خوب
چه بد
چه عادی
زندگی بوی گــــاف می دهد
با ، هه
این روزها
حیف ،
پرستوها ، قبل از برف میمیرند
کبوترها را هیچ ،
مگو
این روزها ، دل بوی دود می دهد
با ، هه
این روزها
به پای عقربه کوچک ، طناب بسته اند
به پای بزرگ ، هم
این روزها ،
زمان بوی ســـود می دهد
با ، هه
این روزها معلوم هست کجائی ؟
فکرت ،
روحت ،
پیــــکرت کجاست ؟
این روزها
زندگی بوی آخ می دهد
با ، هه

پ ن یکم )
لطفا نخوانید ،
برای خودم نوشتم
این روزها هوا ،
بوی کود می دهد
با ، هه
پ ن دوم )
....
مثل همیشه صبح شد و توی اون فضای کوچیک بوی عشق غوغا میکرد . مثل هر روز ،بدنش رو از بالا به پائین برانداز میکرد و اون رو توی آغوش خودش مثل عروسی که لم داده باشه اون گوشهی گودی توی سینهاش تجسم میکرد . نگاه هرزه آدمهای که به پستی و بلندی های بدن لوندش نگاه میکردند ، آزارش میداد و از اینکه نمیتونست کاری بکنه بیشتر عذاب میکشید . آخه مثل هر روز با اون دختر هیچ نسبتی نداشت .
این که همیشه از خجالت نمیتونست حتی کوچیک ترین قسمتی از بدنش رو لمس کنه و فقط از دور نظارهگر بود دیونهاش میکرد . رنگ موهای طلائی دختر خستگی روز رو از تنش می برد و یادش می رفت که سخت ترین کار دنیا رو داره انجام می ده بدون اینکه هیچ پولی بگیره و آینده ای داشته باشه . آینده رو همیشه بین افرادی که مثل هر روز با تنه از کنار هم رد می شدند و نیم نگاهی بهش می انداختند هم نمی تونست ببینه .
با این که تمام روز رو بالای شهر ،بین خانمهای کاکل دار زندگی می کرد، صبح به صبح قبل از هر چیز جذب چشمهای اون می شد و هر کس اون رو می دید ، می فهمید که انگار سالهاست عاشق اونه .
ولی اون روز صبح تصمیم خودش رو گرفته بود . این بار می خواست حرفش رو بزنه . این بار می خواست پا پیش بزاره ، بره جلو و زانو بزنه و تمام دلتنگیهاش رو بگه.میخواست بگه که عاشق شده .میخواست بگه که دلش همیشه از تو آویزونه وقتی اون برای مدتها خیره میشه و هیچی نمیگه .
سعی کرد تکونی به خودش بده ، ولی تا اومد بجنبه صدای شکستن پایین ویترین اومد و خودش رو که از کف میخ شده بود با تمام لباسها و مانکن های دیگر هوار کرد روی دختر .
صبح دیگه از اون خبری نبود . انگار خودش هم اونجا نبود و به جرم فرسودگی انداخته بودنش توی انبار، قاطی یه مشت مانکن کاکلدار که دیگه به هیچ دردی نمی خوردند.

پ ن اول )
گاهی اوقات خیلی لذت دارد ،وقتی زمان بین خلق ونوشتن یک پست
با زمانی که در وبلاگ حک میشود کمتر از پانزده دقیقه باشد .
و البته اگر نویسنده قبلا آنرا در ذهن خود ترسیم نکرده باشد
و این امر بدون شک دروغ شاخ داری تلقی خواهد شد .
پ ن دوم )
صحبت از گوش لیبرال شد . فکر می کنم تنوع در آهنگهای وبلاگ
کمی به گوش شما کمک کند ،می دانم گاهی اوقات راک -بلوز شما
را آزار می دهد . تغییر فعلی چشم گیر است .
پ ن سوم )
کماکان هستیم .
هر چند بدون اصلاح و ویرایش متون .

Steve vai - Tender Surrender- live 2009 دانلود
.........................................
پ ن یکم )
راحت می توان به این نتیجه رسید که افرادی با درک و فهم بالای موسیقی
و گوش لیبرالی که درموسیقی دارند ، اگر نتوانند ساز بزنند در واقع با مرده
هیچ فرقی ندارند و گوش دادن به موسیقی چیزی جز عذاب برایشان نیست .
حالا آن موسیقی خواه گیتار باشد ، خواه کاخون و یا ریتم چهار انگشت روی میز .
من که شامل هیچ کدام از موارد فوق نمی شوم و جز یک گوش لیبرال و چند نت
در موسیقی چیزی نمی دانم ، کماکان حس مرده ای را دارم که با تمام انگشتانش
بی اختیار ساز می زند و حس وحال پیک و سیم و نت را دارد ، ولی کماکان ناتوان است .
گوش لیبرال تنها باعث تنوع در شنیدن نیست ، بلکه باعث می شود
بدانی برای چه چیز ، خواهی مرد .
مادرم ، همیشه به من می گوید به جای اینکه با صدای موسیقی مورد علاقه ات بی حس
می شوی و گریه می کنی ، بتوان ، بزن ،
دوباره ساز بخر ،
دوباره ساز بزن ،
دوباره و دوباره ، سازت را نفروش ، که بنشینی و برایش گریه کنی .
وقتی به خودم می آیم ، برای یک آهنگ بارها خواب کامل یک شب را از بین برده ام
و یا سر قراری دیر رسیده ام و با اینکه می دانم همه چیز موسیقی نیست، ولی هست .
ولی کماکان احساس ناتوانی ، رخنه عجیبی در ساز زدن من ایجاد می کند .
گویا به جای گوش لیبرال یک مغز لیبرال دارم که تکلیفش با تنه ی متحرک زیرش معلوم نیست .
شما تعادلی احساس می کنید ؟
پ ن دوم )
شما می دانید :
من به چیزی علاقه مندم ؟
برای آن دیوانه می شوم ؟
برای آن ساعتها وقت می گذارم و برای آن خواهم مرد ؟
سوالهای این پست را برای خود تکرار کنید و جوابش را تا پیر نشده اید ، برای خود پیدا کنید .
پ ن سوم )
شاید با احترام کامل ، تمام کامنتهای غیر مرتبط را حذف کنم .

Anathema - Closer دانلود
Velvet Revolver - Messages دانلود
Joe Satriani - The Forgotten دانلود
Eagles - Waiting in the weeds دانلود
Queen - The Show Must Go On دانلود
José Feliciano - Rain دانلود
..........................................................................
پ ن یکم)
این پست تقدیم به سانتا در وبلاگ سانتائیه
و دل مشغولیهای این روزهایش .
پ ن دوم )
این روزها حرفی برای گفتن ندارم .
آنقدر حال آدمها خوب است و همه چیز به خوبی پیش می رود
که حرفی برای گفتن باقی نمی ماند .
خوب که فکر می کنم ،
هنوز هم می شود با چند آهنگ در یک روز ، هر چند تکراری زندگی کرد
هنوز هم می شود برای چند آهنگ گریه کرد
هنوز هم می شود برای چند آهنگ مرد .
اَ اِ اُ
تمامی نگارشها
و حتی اِعرابها
اختیاری ست
میکشد
میکشد
باز ، کبوتر را میکشد
باز ،
باز کبوتر را
خورد


..../"+::::::::::«.-----

............................................
Phil Collins - Another Day in Paradise دانلود
Heather Nova - I Wanna Be Your Light دانلود
Frou Frou - Breathe In دانلود
Daniel Powter -bad Day دانلود
Coldplay - Yellow دانلود
A Perfect Circle - Annihilation دانلود
.......................................................................
پ ن یکم )
این پست تقدیم به نسیم در وبلاگ * ولـــــــــوج *
و احوال این روزهایش و همچنین هدیه ای برای دفاع
در روز سخت معمار گونه اش
پ ن دوم ) به قبرستان خوش آمدید
از آنجائی که بعید می دانم کسی بتواند در این وبلاگ
کامنتی بگذارد ، قبلا از طرف بلاگفا و تمامی سرورهای
سوخته و مرده دنیا ، از دوستان دنیا دیده عذرخواهی
میکنم . وسیله ایاب و ذهاب نزدیک چهارراه منتظر شماست .
مقصد :
قبرستان سرورها – قطعه 2500- ردیف 480000 - آیات زمینی
پ ن سوم ) اضافه شده
کامنت دانی آیات زمینی به لطف حسن الماسی اصلاح شد
گویا این قسمت ربطی به سرور سوخته نداشته است .
جزاکم ال.. خیرا
