

هر شب
با رقص من
و
یک موسیقی بیکلام
تکههائی از حضور تو
در میان خاکبرگهای گلدان سر باز میکند
و دوباره
روز که میشود
کنج حیاط ،
صلات ظهر که آفتاب می بارد
کنار همان شمعدانیهای روی پله
هنوز مینشینم
تا چاشنی ظهورت را بچشم

Lesiem - Lesiem دانلود
Mark Knopfler - Hard Shoulder دانلود
............................
پ ن یکم )
عجب
باز که زود خوابت برد
گل من

سلام
مطابق با عادت ، همه انسانها حرفی برای سالگردهایشان دارند و شمعی ، فشفشه ای و کیکی هم هست .
ولی من ، اینجا ، کماکان با فعل سکوت به کار خود ادامه می دهم و به غیر از چند ترانه نیمه تمام و چند به اصطلاح شعر نیمه کاره چیزی برای گفتن ندارم . یعنی حتی ترشح هم نمی کند و حتی اگر باشد نخواهم نوشت و چرا ، هنوز نمی دانم . حتی بارها و بارها نوشتم و معلوم نیست کجاست !
شاید برای چند ترانه از من آهنگ ساخته وخوانده شود که آن هم معلوم نیست سرش به کجا بند است .
پس این هم هیچ .
خیلی بیشتر از چیزی که در سالروز یکسالگی وبلاگ نوشتم دوستان خود را دوست دارم ، خیلی خیلی بیشتر به آنها نزدیکم و قلبم برای آنها می تپد و آنقدر به من لطف داشته اند که نمیشود بیان کرد .
برای پایان هم ،ازهیچ کس انتظاری ندارم که چیزی برایم بنوسید و اثری از من در وبلاگش بگذارد .
تنها ، خاطره ای که از آیات زمینی دارید برای من مهم است ، آن هم یک خاطره ی واقعی . البته اگر باشد .
و اگر ادامه داشتم ، هستم .
ارادتمند شما
هادی .ا
وقتی قرار باشه بعد از مدتها فیملهای خوبی رو که دوستی برات فرستاده رو شروع کنی به دیدن ، و اعصاب فیلم کلاسیک رو هم نداشته باشی ، واقعا میمونی که چه فیلمی برای اون لحظه میتونه مناسب باشه .
همین دیروز بود که توی اتوبوس داشتیم با داوود در مورد اسپانیا صحبت می کردیم و اون می گفت :
هادی ! وای من حالم به هم می خوره از گاو بازی این اسپانیائی ها
حالا چی شد سر از دیدن این فیلم در آوردم نمی دونم ولی از بد روزگار فیلم بی ربط به گاو بازی نبود ،ولی انگار خودت قراره توی فیلم باشی و اون پرچم قرمز رو بگیرند روبروی صورتت ، اشتباه شد بگیری روبروی صورتش .
بهانه شد که در مورد این فیلم خوب بنویسم .

سرگذشت دو بیمار مرگ مغزیست که تا انتهای فیلم موسیقی فلامنکو روح شما را با آنها اجین میکند و به این فکر میاندازد که اگر روزی جای آنها باشید و یا جای ( بنینگو مارتین پرستار ) و یا جای (مارکوی روزنامه نگار و مقاله نویس )چه بر سر شما می آید ، و یا حتی میتوانید ( آلیشیا ) باشید و قرار باشد بنینگو شما را با بدن برهنه ماساژ بدهد .
با این که فیلم قصد داره بیننده رو نزدیک به حال و هوای مرگ مغزی درون فیلم نزدیک کنه ولی خیلی خوب می دونه که با موسیقی و نمایش تکه های از رقص های باله و آن بالرین های پیر با احساس های نابی که درون سالن دارند خودشون رو به درو دیوار میزنند ، بیاختیار به جای اینکه برای بیمارها و عناصر فیلم گریه کنید برای موسیقی فیلم گریه میکنید و حتی گریههای مارکو هم تاثیری روی شما نخواهد داشت . ولی یادتان باشد عاشق اون بالرین پیر نشوید .


نام فیلم : Talk To Her - Hable con ella
نویسنده و کارگردان : Pedro Almodovar
محصول : کشور اسپانیا 2002
مدت زمان : 112 دقیقه
برنده جایزه اسکار در سال 2003
