تبليغاتX
آیات زمینی
یکشنبه 29 آذر1388
و روزی یک زن ....

 

Michael bolton - just one love   دانلود

.................

پ ن /

این پست تقدیم به یک زن و روزگار بنفش گونه اش

در وبلاگ Yzan

 

+ نوشته شده در 22:1 توسط هادی .
سه شنبه 24 آذر1388
Something In My heart
 

چشمهای زرد

زبانـهای سرخ

دستهای سیاه

قلبــــهای آبی

 

 

Eagles - You are not alone   دانلود

Eagles - I dreamed there was no war   دانلود

......................

 

پ ن /

تقدیم به   ح .  د  عزیزم

و حال و احوال این روزهایش

 

 

 

+ نوشته شده در 0:3 توسط هادی .
جمعه 13 آذر1388
Just Learn Something

 

 

Bon Jovi - We Weren't Born To Follow   دانلود

 

پ ن /

مگر همیشه باید حرف زد ؟

 

+ نوشته شده در 4:31 توسط هادی .
چهارشنبه 11 آذر1388
i Guess you are Sea !

 

 

Michael Buble - Crazy Love   دانلود

 

+ نوشته شده در 3:7 توسط هادی .
دوشنبه 9 آذر1388
I was confuse+d

 

 

Lesiem -Fortitudo   دانلود

+ نوشته شده در 17:57 توسط هادی .
چهارشنبه 4 آذر1388
jUST thINK aBOuT YoU

 

 

Alberto Iglesias - Cucurrucucz Paloma   دانلود

+ نوشته شده در 1:8 توسط هادی .
جمعه 22 آبان1388
گل من

 

هر شب

با رقص من

و

یک موسیقی بی‏کلام

تکه‏هائی از حضور تو

در میان خاکبرگهای گلدان سر باز می‏کند

و دوباره

روز که می‏شود

کنج حیاط ،

صلات ظهر که آفتاب می بارد

کنار همان شمعدانی‏های روی پله

هنوز می‏نشینم

تا چاشنی ظهورت را بچشم

 

 

Lesiem - Lesiem   دانلود

Mark Knopfler - Hard Shoulder    دانلود

............................

پ ن یکم )

عجب

باز که زود خوابت برد

گل من

 

+ نوشته شده در 3:46 توسط هادی .
چهارشنبه 20 آبان1388
Start With me

 

 

Paramore - Crushcrushcrush   دانلود

...............................

پ ن ۱)

درون آکولاد

 I am alive

+ نوشته شده در 4:54 توسط هادی .
سه شنبه 12 آبان1388
یک خاطره دو ساله برای من

 

 

سلام

مطابق با عادت ، همه  انسانها حرفی برای سالگردهایشان دارند و شمعی ، فشفشه ای و کیکی هم هست .

ولی من ، اینجا ،  کماکان با فعل سکوت به کار خود ادامه می دهم و به غیر از چند ترانه نیمه تمام  و چند به اصطلاح شعر نیمه کاره چیزی برای گفتن ندارم . یعنی حتی ترشح هم نمی کند و حتی اگر باشد نخواهم نوشت و چرا ، هنوز نمی دانم . حتی بارها و بارها نوشتم و معلوم نیست کجاست !

شاید برای چند ترانه از من آهنگ ساخته وخوانده شود که آن هم معلوم نیست سرش به کجا بند است .

پس این هم هیچ .

خیلی بیشتر از چیزی که در سالروز یکسالگی وبلاگ نوشتم دوستان خود را دوست دارم ، خیلی خیلی بیشتر به آنها نزدیکم  و قلبم برای آنها می تپد و آنقدر به من لطف داشته اند که نمی‏شود بیان کرد .

برای پایان هم ،ازهیچ کس انتظاری ندارم  که چیزی برایم بنوسید و اثری از من در وبلاگش بگذارد .

تنها ، خاطره ای که از آیات زمینی دارید برای من مهم است ، آن هم یک خاطره ی واقعی . البته اگر باشد .

و اگر ادامه داشتم ، هستم .

 

ارادتمند شما

هادی .ا

 

+ نوشته شده در 1:53 توسط هادی .
دوشنبه 4 آبان1388
همیشه Gf ها انسان را بیچاره می کنند ؟

وقتی قرار باشه بعد از مدتها فیملهای خوبی رو که دوستی برات فرستاده رو شروع کنی به دیدن ، و اعصاب فیلم کلاسیک رو هم نداشته باشی ، واقعا می‏مونی که چه فیلمی برای اون لحظه می‏تونه مناسب باشه .

همین دیروز بود که توی اتوبوس داشتیم با داوود در مورد اسپانیا صحبت می کردیم و اون می گفت :

هادی  ! وای من حالم به هم می خوره از گاو بازی این اسپانیائی ها

حالا چی شد سر از دیدن این فیلم در آوردم نمی دونم ولی از بد روزگار فیلم بی ربط به گاو بازی نبود ،ولی انگار خودت قراره توی فیلم باشی و اون پرچم قرمز رو بگیرند روبروی صورتت ، اشتباه شد بگیری روبروی صورتش .

 بهانه شد که در مورد این فیلم خوب بنویسم  .

 

 

سرگذشت دو بیمار مرگ مغزی‏ست که تا انتهای فیلم موسیقی فلامنکو روح شما را با آنها اجین می‏کند و به این فکر می‏اندازد که اگر روزی جای آنها باشید و یا جای ( بنینگو مارتین پرستار ) و یا جای (مارکوی روزنامه نگار و مقاله نویس  )چه بر سر شما می آید ، و یا حتی می‏توانید ( آلیشیا ) باشید و قرار باشد بنینگو شما را  با بدن برهنه ماساژ بدهد .

با این که فیلم قصد داره بیننده رو نزدیک به حال و هوای مرگ مغزی درون فیلم نزدیک کنه ولی خیلی خوب می دونه که با موسیقی و نمایش تکه های از رقص های باله و آن بالرین های پیر با احساس های نابی که درون سالن دارند خودشون رو به درو دیوار می‏زنند ، بی‏اختیار به جای اینکه برای بیمارها و عناصر فیلم گریه کنید برای موسیقی فیلم گریه میکنید و حتی گریه‏های مارکو هم تاثیری روی شما نخواهد داشت . ولی یادتان باشد عاشق اون بالرین پیر نشوید .

 

نام فیلم  :  Talk To Her    -   Hable con ella

نویسنده و کارگردان :  Pedro Almodovar

محصول : کشور اسپانیا 2002

مدت زمان : 112 دقیقه

برنده جایزه اسکار در سال 2003

 

+ نوشته شده در 19:17 توسط هادی .
شنبه 25 مهر1388
این روزها بوی ....

 

این روزها

چه خوب

چه بد

چه عادی

زندگی بوی گــــاف می دهد

با ، هه

 

این روزها

حیف ،

پرستوها ، قبل از برف می‏میرند

کبوترها را هیچ ،

مگو

این روزها ، دل بوی دود می دهد

با ، هه

 

این روزها

به پای عقربه کوچک ، طناب بسته اند

به پای بزرگ ، هم

این روزها ،

زمان بوی ســـود می دهد

با ، هه

 

این روزها معلوم هست کجائی ؟

فکرت ،

روحت ،

پیــــکرت کجاست ؟

این روزها

زندگی بوی آخ می دهد

با ،  هه

 

 

...............................

 

پ ن یکم )

لطفا نخوانید  ،

 برای خودم نوشتم

این روزها هوا ،

بوی کود می دهد

با ، هه

پ ن دوم )

....

 

+ نوشته شده در 22:58 توسط هادی .
پنجشنبه 23 مهر1388
Untitled
 

مثل همیشه صبح شد و توی اون فضای کوچیک بوی عشق غوغا می‏کرد . مثل هر روز ،بدنش رو از بالا به پائین برانداز می‏کرد و اون رو توی آغوش خودش مثل عروسی که لم داده باشه اون گوشه‏ی گودی توی سینه‏اش تجسم می‏کرد . نگاه هرزه آدمهای که به پستی و بلندی های بدن لوندش نگاه می‏کردند ، آزارش می‏داد و از اینکه نمی‏تونست کاری بکنه بیشتر عذاب می‏کشید . آخه مثل هر روز با اون دختر هیچ نسبتی نداشت .

این که همیشه از خجالت نمی‏تونست حتی کوچیک ترین قسمتی از بدنش رو لمس کنه و فقط از دور نظاره‏گر بود دیونه‏اش می‏کرد . رنگ موهای طلائی دختر خستگی روز رو از تنش می برد و یادش می رفت که سخت ترین کار دنیا رو داره انجام می ده بدون اینکه هیچ پولی بگیره و آینده ای داشته باشه . آینده رو همیشه بین افرادی که مثل هر روز با تنه از کنار هم رد می شدند و نیم نگاهی بهش می انداختند هم نمی تونست ببینه .

با این که تمام روز رو بالای شهر ،بین خانمهای کاکل دار زندگی می کرد، صبح به صبح قبل از هر چیز جذب چشمهای اون می شد و هر کس اون رو می دید ، می فهمید که انگار سالهاست عاشق اونه .

ولی اون روز صبح تصمیم خودش رو گرفته بود . این بار می خواست حرفش رو بزنه . این بار می خواست پا پیش بزاره ، بره جلو و زانو بزنه و تمام دلتنگیهاش رو بگه.می‏خواست بگه که عاشق شده .می‏خواست بگه که دلش همیشه از تو آویزونه وقتی اون برای مدتها خیره می‏شه و هیچی نمیگه  .

سعی کرد تکونی به خودش بده ، ولی تا اومد بجنبه صدای شکستن پایین ویترین اومد و خودش رو که از کف میخ شده بود با تمام لباسها و مانکن های دیگر هوار کرد روی دختر .

صبح دیگه از اون خبری نبود . انگار خودش هم اونجا نبود و به جرم فرسودگی انداخته بودنش توی انبار، قاطی یه مشت مانکن کاکل‏دار که دیگه به هیچ دردی نمی خوردند.

 

Amethystium - Enchantment   دانلود

The Ting Tings - Shut Up And Let Me Go   دانلود

...............................................................................................

 

پ ن اول )

گاهی اوقات خیلی لذت دارد ،وقتی زمان بین خلق ونوشتن یک پست

با زمانی که در وبلاگ حک می‏شود کمتر از پانزده دقیقه باشد .

و البته اگر نویسنده  قبلا آنرا در ذهن خود ترسیم نکرده باشد

و این امر بدون شک دروغ شاخ داری تلقی خواهد شد .

پ ن دوم )

صحبت از گوش لیبرال شد . فکر می کنم تنوع در آهنگهای وبلاگ

کمی به گوش شما کمک کند ،می دانم گاهی اوقات راک -بلوز شما

 را آزار می دهد . تغییر فعلی چشم گیر است .

پ ن سوم )

کماکان هستیم .

 هر چند بدون اصلاح و ویرایش متون .

 

+ نوشته شده در 22:37 توسط هادی .
دوشنبه 20 مهر1388
Don't let me die alone

 

 

 

Steve vai - Tender Surrender- live 2009   دانلود

.........................................

 

پ ن یکم )

راحت می توان به این نتیجه رسید که افرادی با درک و فهم بالای موسیقی  

و گوش لیبرالی که درموسیقی دارند ، اگر نتوانند ساز بزنند در واقع با مرده

هیچ فرقی ندارند و گوش دادن به موسیقی چیزی جز عذاب برایشان نیست .

حالا آن موسیقی خواه گیتار باشد ، خواه کاخون و یا ریتم چهار انگشت روی میز .

من که شامل هیچ کدام از موارد فوق نمی شوم و جز یک گوش لیبرال و چند نت

در موسیقی چیزی نمی دانم ، کماکان حس مرده ای را دارم که با تمام انگشتانش

 بی اختیار ساز می زند و حس وحال پیک و سیم و نت را دارد ، ولی کماکان ناتوان است .

گوش لیبرال تنها باعث تنوع در شنیدن نیست ، بلکه باعث می شود

بدانی برای چه چیز ، خواهی مرد .

مادرم ، همیشه به من می گوید به جای اینکه با صدای موسیقی مورد علاقه ات بی حس

 می شوی و گریه می کنی  ، بتوان ،  بزن ،

 دوباره ساز بخر  ،

 دوباره ساز بزن  ،

 دوباره و دوباره ، سازت را نفروش ،   که بنشینی و برایش گریه کنی .

وقتی به خودم می آیم ،  برای یک آهنگ بارها خواب کامل یک شب را از بین برده ام

و یا سر قراری دیر رسیده ام و با اینکه می دانم همه چیز موسیقی نیست، ولی هست .

 ولی کماکان احساس ناتوانی ، رخنه عجیبی در ساز زدن من ایجاد می کند .

گویا به جای گوش لیبرال یک مغز لیبرال دارم که تکلیفش با تنه ی متحرک زیرش معلوم نیست .

شما تعادلی احساس می کنید ؟

پ ن دوم )

شما می دانید :

 من به چیزی علاقه مندم ؟

 برای آن دیوانه می شوم ؟

برای آن ساعتها وقت می گذارم و برای آن خواهم مرد ؟

سوالهای این پست را برای خود تکرار کنید و جوابش را تا پیر نشده اید ، برای خود پیدا کنید .

پ ن سوم )

شاید با احترام کامل ، تمام کامنتهای غیر مرتبط را حذف کنم .

 

+ نوشته شده در 9:38 توسط هادی .
جمعه 17 مهر1388
Come Closer

 

 

Anathema - Closer   دانلود

Velvet Revolver - Messages   دانلود

Joe Satriani - The Forgotten   دانلود

Eagles - Waiting in the weeds   دانلود

Queen - The Show Must Go On   دانلود

José Feliciano - Rain   دانلود

..........................................................................

 

پ ن یکم)

این پست تقدیم به سانتا در وبلاگ سانتائیه

و دل مشغولیهای این روزهایش .

پ ن دوم )

این روزها حرفی برای گفتن ندارم .

آنقدر حال آدمها خوب است و همه چیز به خوبی پیش می رود

که حرفی برای گفتن باقی نمی ماند .

خوب که فکر می کنم ،

 هنوز هم می شود با چند آهنگ در یک روز ، هر چند تکراری زندگی کرد

هنوز هم می شود برای چند آهنگ گریه کرد

هنوز هم می شود برای چند آهنگ مرد .

 

+ نوشته شده در 18:48 توسط هادی .
سه شنبه 7 مهر1388
باز - کبوتر را بدون نگارش می خورد

 

اَ  اِ  اُ

تمامی نگارش‏ها

و حتی  اِعراب‏ها

اختیاری ست

 

می‏کشد

می‏کشد

باز ، کبوتر را می‏کشد

باز ،

باز کبوتر را

خورد

 

..../"+::::::::::«.-----

............................................

Phil Collins - Another Day in Paradise   دانلود

Heather Nova - I Wanna Be Your Light   دانلود

Frou Frou - Breathe In   دانلود

Daniel Powter -bad Day   دانلود

Coldplay - Yellow   دانلود

A Perfect Circle - Annihilation   دانلود

.......................................................................

 

پ ن یکم )

این پست تقدیم به  نسیم در وبلاگ  * ولـــــــــوج *

و احوال این روزهایش و همچنین هدیه ای برای دفاع

در روز سخت معمار گونه اش

پ ن دوم ) به قبرستان خوش آمدید

از آنجائی که بعید می دانم کسی بتواند در این وبلاگ

کامنتی بگذارد ، قبلا از طرف بلاگفا و تمامی سرورهای

سوخته و مرده دنیا ، از  دوستان دنیا دیده عذر‏خواهی

می‏کنم . وسیله ایاب و ذهاب نزدیک چهارراه منتظر شماست .

مقصد  :

قبرستان سرورها – قطعه 2500- ردیف 480000 - آیات زمینی

 

پ ن سوم ) اضافه شده

کامنت دانی آیات زمینی به لطف حسن الماسی اصلاح شد

گویا این قسمت ربطی به سرور سوخته نداشته است .

جزاکم ال.. خیرا

+ نوشته شده در 1:11 توسط هادی .
دوشنبه 23 شهریور1388
رویائی درون قاب

لعنتی

می‏شنوی ؟

آی دلم ،

سیگار خواست !

با طعم شراب

و دلم دریا را ، و فقط یک اثر از

پای بزرگ ننه دیو

لبه دریا

و تو را

غرق درآن کرد و پر از شادی شد

لعنتی

می‏شنوی ؟

آی دلم

باران زد ،

و تو نه بودی و نه چتری بود

نه زمین خیس شد و بوی کسی را می‏داد

لعنتی

می‏شنوی ؟

می‏شنوی ؟

باد چرا بوی پر و بال تو را می‏خواند ؟

و تو را می کِشد و می‏برَدَت

به ته لعنت‏گاه

به همان جائی که ،

من و تو ماه شدیم

لعنتی

غرق درونِ تو شدم

غرق درونِ شب روز

 

لعنتی ،

باز مرا خواب گرفت

و تو را پالِت رنگ

جنس مذاب

و من از قهقهه‏ی پایانم

همچنان می‏گریم

که چرا  لعنتی هم تیتر نشد

و تو هم مثل پرستو

لبِ دریا

وسطِ آن اثر گنده پا

به همان قاب قدیمی

خوابی

 

 

Lucia Micarelli Ft Leigh Nash - She Is Like The Swallow   دانلود

Travis Tritt - More Then You'll Ever Know   دانلود  

Imogen Heap - Riot and Seek   دانلود

REM - Losing My Religion   دانلود

............................................................................

پ ن یکم)

لعنتی

لعنتی

شعر منم مثل تمام شب و روز

بی هدف است

پ ن دوم)

ادامه دارد ... شاید .

 

+ نوشته شده در 2:8 توسط هادی .
جمعه 20 شهریور1388
لابی فرشته ها و باران

امروز در شهر

آن

بالا ،

بالاها

همانجائی که قصری بزرگ بنا شده بود

رگباری از جنس بادام کوهی می‏آمد

گویا !

دخترکِ گرسنه‏ی چشم بادامی

از

پائین شهر

دست به آسمان

آرزوی باران کرده بود

 

 

Lynyrd Skynyrd - Unwrite That Song   دانلود

Lionel Richie Ft Akon - Just Go   دانلود

.........................................................................

پ ن یکم )

این پست تقدیم به سامان

در وبلاگ دوست داشتنی ** دوست دارم سرما بخورم **

و در مدح پستی از وبلاگش با نام   A drop Of Silence

پ ن دوم )    *می توانید بخوانید *

حذف شد

پ ن سوم )  به دلیل  انحراف ایجاد شده در پست

حذف شد

 

+ نوشته شده در 13:48 توسط هادی .
دوشنبه 16 شهریور1388
مادران دهه سی

آهـــــــــای

می‏دانی دلم به حال

تمام مادران "دهه‏ی سی" که از درون پوسیده‏اند

می‏سوزد

/ ؟

با توام !

می‏دانی دلِ تمامی آنها بیابان زده است ؟

معنای استخوان پوسیده

و

ابعاد آغوش را به خاطر بسپار !

دو شاخه‏ گل بیاور

سپید

قرمز

یکی تقدیم به مادر

دیگری برای

بیابان

 

 

John Lennon - Mother   دانلود

Era - Mother   دانلود

Yann Tiersen - Mother   دانلود

.........................................................................

پ ن یکم )

تقدیم به مادرم که هنوز که هنوز است،

 نفس‏اش آرامش زندگی من است .

و تقدیم به مادرانی که هستند ولی نیستند .

پ ن دوم ) کاملا شخصی لطفا نخوانید

فراموش کرده بودم که هنوز می شود برای یک پست

از وبلاگ ساعتها اشک ریخت و نگاه کرد که در آن بیابان

چه می گذرد .

 

+ نوشته شده در 3:18 توسط هادی .
جمعه 13 شهریور1388
نواده های آسمانی

 

خوب !

درس امروز خداشناسی در ابرهاست !

من ناظم شما هستم

نظم را که می دانید چیست ؟

دقت کنید !

این سال نوری هم معلم نخواهید داشت !

اینجا نه حوری هست

و نه انجام کاری به زور

آهای

آهای

 با شما هستم !

کار عملی امروز این است !

باید به ابرها باروری تزریق کنید

برای باران سال آینده

البته

اگر بیاید

شاید یاد گرفتید

روزی

خدا شوید

.

.

.

اجازه ؟

سال دیگر واحدی ارائه می شود ؟

خیر !

سال دیگر دنیا تمام می شود

اثاث‏کشی داریم

 

.....................

 

پ ن یکم )

تقدیم به *ح د * عزیز

 

+ نوشته شده در 1:25 توسط هادی .
دوشنبه 2 شهریور1388
مرثیه ای برمزار عروسک خانوادگی

 

تو

آرام

نشسته ای کنار این قبر

و

کمی آنطرف‏تر

قلبی کتانی

زنده به گور شده است

قلب عروسکی پاره

که لباسش

دامان قرمز سوخته مادر بود

و گیس‏هایش بندِ رخت

و

دکمه‏ای که روی سینه‏های

از جنس پنبه‏اش

سنگینی می‏کرد

 

لبهایش را یادت هست ؟

 

و یا

عطر سوسن باغچه‏ی همسایه

که  آنجا

دخترکی جوان

عروسکی دیگر

باردار بود  ؟

 

همین جائی که نشستی

درست همین جا

مادر تو را  می‏بافت

که

آوار هــوار شد

و

پدر که بوی نفت می داد

آتش گرفت

....

و

دوباره

مادر مُرد

 

 

Celinedion - Amar haciedo el amor   دانلود

....................

 

پ ن یکم )

این پست تقدیم به ( ساهاک ) و احوال این روزهایش

پ ن دوم )

هنوز هم در احوال طراحی باغی برای پرندگان هستم

البته همان قفس است که پرندگان را در آن کمی خودمانی

می پندارند .

قرار است درآمدش هزینه تحصیل شود برای یادگیری طراحی

قفس‏هائی بسی بهتر برای انسان‏ها

 خدا می‏داند آخر و عاقبت ما را دراین شغل . 

پ ن سوم )

همیشه حس می کنم می‏شود در میانه شعرها رخنه کرد

و از همان میان زمان را به نفع زندگی سوق داد ولی

گاهی تنها می توان ادامه داد و همه چیز را ویران کرد

زیرا خانه ز پای بست ویران است .

پ ن چهارم ) مخاطب خاص

ای پدرسوخته

I love this song too much

 

+ نوشته شده در 2:10 توسط هادی .
شنبه 31 مرداد1388
لطفا در محل دیگران آشغال نریز /

سلام

 خطاب به همراهان آیات زمینی :

 2 ماه دیگر این وبلاگ 2 ساله می شود و خود شما بهتر می دانید که لحن نوشتاری و گفتاری من چیزی غیر از آنهائی نیست که برای شما در این مدت نوشته و خواهم نوشت و هر گونه حماقت و نوشتاری از طرف دیگران و ثبت آن به اسم من از آن من نیست . این متن را به حساب پست نگذارید ،هر چند از پست خبری نیست ولی شما را خواهم خواند .

 روز عالی ،

متعالی

 هادی  - آیات زمینی

پ ن یکم )

متن فوق به دلیل نا هماهنگ بودن با ادبیات اینجانب حذف شد .

+ نوشته شده در 1:59 توسط هادی .
یکشنبه 25 مرداد1388
براده هائی از گذشته

وقتی قرار باشه برگردی به گذشته خیلی طول نمی‏کشه که بدنت تیکه تیکه میشه و هر تیکه اش بر می‏گرده به یک زمان مشخص توی گذشته . حالا اون زمان تو زندگی تو هر جائی می‏تونه باشه و گاهی دقیقا همونجائی که تو هنوز که هنوزه ، سالهاست اونجا گیر کردی .

تو که نه خودم رو می‏گم هنوز توی حال و هوای دهه هفتاد دارم غوطه می‏خورم .حالا کدوم تیکه از بدنم اونجا گیر کرده نمی دونم ولی خوب می‏فهمم که تیکه‏هائی از مغز و دلم رو جا گذاشتم . هنوز هوای پیاده رفتن از نداشتن پول کرایه و جمع کردن همون پول واسه سینما رفتن توی مغزم داره می چرخه . راستی هوا اون موقع یه مزه دیگه ای می داد . تو که نه خودمون رو می‏گم ،ما اون موقع گاهی هوا هم می خوردیم .آره شبها رو می گم دم رودخونه ، آخه اون موقع رودخونه هم یک مزه ای دیگه می داد .

خیلی قبل تر ، آره دیگه دهه 60 رو می گم .شما رو نمی دونم ولی ما خونمون حمام نداشتیم می رفتیم حمام عمومی نمی دونی بعد از اون کف و صابون که به تن همه می مالید و یک استخوان خوردکردن زیر دست دلاک ، نوشابه چقدر حال می داد . خودم رو نمی دونم ولی تو می‏گی آره انگار نوشابه حالا یه مزه دیگه ست .

قبل تر، خیلی دور نه ، زیر بازارچه یه زورخونه بود اسمش یادم نیست ولی به آدمهائی که توش می‏رفتند می‏گفتند پهلوون .یادمه چند باری رفتم اونجا . واسه همه جا نبود ولی همه حاضر بودند سر پا بایستند و اون آدمها رو نگاه می‏کردند که میل می‏زدند و کباده دور سرشون می‏چرخوندند ،دم در ورودی یک زنگ بود که اون آقائی که بهش می‏گفتند مرشد زنگ رو واسه بعضی ها می زد .آره دیگه واسه بعضی‏ها .تو رو نمی‏دونم ولی من می‏گم اون موقع مردها هم یه مزه دیگه می دادند،"بماند که زورخونه رو هم خراب کردند و مردها هم باهاش فرو ریختند ".

 گفتم سینما ؟ آره انگار . تو که نه ولی من توی رنگ سیاه سالن سینمای اون موقع‏ها دلم گیر کرده .‏ وقتی کف کفشت رو می‏کشیدی روی زمین، پر از پوست تخمه بود و تازه می‏فهمیدی اومدی سینما . یادم نمیره واسه سلطان چقدر گریه کردم .اون موقع فیلم تو سینما بود نه پشت ویترین .دی وی دی کیلوئی چند بود آخه . آره انگار اون موقع فیلم هم یه طعم دیگه می داد .

به تو که نگاه می کنم انگار میگی دلت واسه یه حوض کوچیک وسط یک خونه کوچیک تر از همون حوض تنگ شده و دلت می خواد شب که می‏یای خونه پات رو بذاری دم پله حوض و بگی آخیش امروز چه روز خوبی بود . حالا به آب که دست می زنی ، آب یه شکل دیگه ست ،من که نه ولی تو میگی امروز آب هم یک مزه دیگه میده .

تو رو نمی دونم ولی تکه‏های من هنوز داره توی همون گذشته به تیکه های کوچکتر تبدیل میشه و به اعماق همون گذشته بیشتر نفوذ می کنه شاید چیزی رو ، کسی رو و یا هویت گمشده‏ای را پیدا کنه .  .....  ؟ !/<.>

 

...........................

Gibse - The Paranoid Rascal   دانلود

...........................

 

پ ن یکم )

این پست تقدیم به دوست قدیمی  "مونا "  در وبلاگ های بی همتای

گوشــه دل   –  دوبــاره نو

که هنوز نوشته هایش بوی فاصله می دهد .

شاید راهی باز شود، برای جبران تمامی آنچه از او یاد گرفتم ،

پ ن دوم )

این روزها بودن سخت شده است چه برسد بخواهی باشی و بنویسی

ولی ! یاد گرفتم بنویسم حتی در سخت ترین شرایط

حتی برای فعلی به نام  بودن .

حتی اگر بودنم درد گرفته باشد

می نویسم

مــــــــــــــی نویسم

 پ ن سوم )

در ادامه ،ادامه خواهم داشت .

 

+ نوشته شده در 15:37 توسط هادی .
جمعه 16 مرداد1388
ترانه ای برای فـ ا حــــ شه درون + من

زبان باز کن

خودت را بخوان

و

درون خود کودکی از ابر بساز

دهانت بوی چه می دهد

باران ؟

تو را که نگاه می کنم

یاد مرداب‏های دورِ دور  آمازون می افتم

که هزاران قورباغه کنارش فریاد می زنند

دریا

دریا

زبان باز کن

خودت را بخوان

و

 درون خود نمادی از سنگ بساز

لبانت بوی چه می دهد ؟

کاکتوس ؟

یا بوی هزاران عقرب

که در صحرا فریاد می زنند

باران

باران

زبان باز کن

خودت را بخوان

نگاه عریانت بوی چه می دهد ؟

هزاران زن و مرد  

که درون هم غوطه می خورند ؟

یا

 کودکانی که کنار مادر مرده‏شان

فریاد می زند

پدر

پدر

فـــاحــــــــــــــشه درون ِ  من

خودت را بخوان

تو

صدایت بوی که می دهد ؟

 

Archive Band-فاحـــ ـــشه   دانلود

...................................

 

پ ن یکم )

این پست با احترامات بسته بندی شده  تقدیم به:   " ح.عErotical  "

برای دیگران )

امشب با تنهائی خودم رفتم قهوه خانه محله جدید برای دودگرفتن با لوله های امروزی

گفتم شاید مغزم برای یک کانسپت جدید برای پروژه جدیدم باز شود .

یک شیشه بود که تویش آب بود و از توی آن نی دود در می آمد

می گفتند اسمش قلیان است .می گفتند نعنایش خیلی حال می دهد .

بسان جوانی رفتیم حالی کنیم که ای دل غافل . تنهائی ام تنه‏ای به من زد و گفت

نگاه کن :

گنده لات محل که هی مالی هم نبود با یک دخترک کوچک 6 ساله خیلی زیبا وارد شد

دخترک از زیبائی بی نظیری را طی نموده بود . گویا پدر لات خودمانی را جهت هر بار

قهوه خانه آمدن همراهی می کرد . دوستان گنده لات جان از دخترک می پرسیدند

عزیـــــــــزم ( این قسمت کمی کش می آید ) تو سیگار بیشتر دوست داری یا قلیان

دخترک می گفت سیگار خوب نیست ولی بابا می کشد .

تنهائی ام می نویسد:

انسان ِ من

خداوند که باشی

به انسان باید گفت

 زرشک

خداوند که شدی !

به تو چه باید گفت

آب زرشک ؟

/

تمام

+ نوشته شده در 1:33 توسط هادی .
سه شنبه 13 مرداد1388
خانه به دوش

 

 

زن

زندگی

تگرگ اسباب

آبروی ریخته کِش آمد

 

پدر را کارتن کردند

^

گل‏های قالی خشک شد

زبانها لوله ای شکل

اسباب کش آمد

:"

کمی نفسِ‏ خام

کمی

 نفسِ خام

 

دختر

با نیمرو رستگار می‏شود

زمین پسر را درآغوش گرفت

ماهی خورده شیشه می‏خورد

 

مغزها را دادیم بازیافت

^

اعصاب

کِش آمد

کِــش

 آمد

اسباب‏کِش آمد

 

.................

پ ن یکم )

احتراما"

تقدیم به روح مقدس استخوان بندیِ هیکل بیچاره‏ی خودم

که زیر بارِ آخرین کارتن اسباب جان داد .

پ ن دوم )

از انصاف که بگذریم

الحق که خزعبل نویسی کار هر کسی نیست

حتی شما دوست عزیز .

پ ن سوم )

عکس فوق انحرافی است !!!

پدر هنوز درون کارتن است .

 

 

+ نوشته شده در 2:50 توسط هادی .
شنبه 10 مرداد1388
مردی در هواپیما

دفترچه کوچک خاطرات یک مرد :

صفحه اول

 

دیروز روی پشت بام

البته شیروانی

نزدیک مرز

بالای آن کوه

که رویش

یک لکه‏ی ابر بود

یک نقطه را اعدام کردند

 

..........................

F.Aslani Ft F.Asef - Ey Parastohaa   دانلود

Khak Band- Parastoye Mohajer   دانلود

......................

پ ن یکم)

این پست تقدیم به دوست ( مینا درعلی )در وبلاگ سراب آبی

در ستایش پست مردادی‏هایم-یکم مرداد ماه

برای دیگران )  *  آب کُن *

آب کُن ،

دل سردِ

سیاه ِ

کبودِ

زمستانی ِ

این خیابانها را

با مشتِ

دستهایت

..

آب کُن

آب کُن

......................

+ نوشته شده در 1:9 توسط هادی .
یکشنبه 4 مرداد1388
نامه ای به یار دبستانی

یار دبستانی سلام . خوبی برادر ؟ حال سبیل‏های پشت لبت چطور است . به گمانم ریش‏هایت تا حالا در آمده باشد . نمی دانم صبح ها بعد از نماز می روی مسجد یا قبل از نماز . ولی اگر می‏روی سلام ما را به آقا برسان .

یار دبستانی حال پدرت چطور است . هنوز هم نان حلال سر سفره می‏آورد یا ...  . شنیده‏ام پدرت به تازگی رئیس شده ، گویا سنبه اش پر بوده است . از سمبه پدر ما اگر بپرسی ، هی یک نان و سیب زمینی هست دور هم می خوریم .

نان ؟ معذرت می خواهم اشتباه لپی شد . یه سیب زمینی هست دور هم می خوریم .

 یار دبستانی کجائی ؟ خبر داری چوب اَلِف سالهاست پشتمان سنگینی می کند . حتی چند ماهی هم هست از چوب علف پر می شود . بله همان پشتمان را عرض می کنم .

حال پشت شما چطور است ؟ به گمانم دست نخورده باشد . حقیقت این است هر چه سعی می کنم حال پشت آکبند شما را درک نمی کنم . یار دبستانی باور بفرمائید آنقدر دل تنگ شما هستم که چند ماهی است هر شب خواب می‏بینم شما بالای سر من ایستاده اید و می گوئید { زود باش برو توی ماشین } .

یار جان دبستانی بیا به خاطر آن روزها که شده ،بله همان روزها که فرق دماغ را با هویج تشخیص نمی‏دادی قراری بگذاریم و تا گردن تو از این که هست کلفت تر نشده با هم برویم کافی شاپ .نترس من هم مثل تو چائی می خورم .

یار جان جان دبستانی نمی‏دانم چند روز پیش بود که خیابانها کمی شلوغ شده بود ،شاید تو بهتر می دانی برای چه، ولی چند چهره آشنا در جمع دیدم به خیالم شما بودی  باور کن از روی دل تنگی است . ولی شما یه چیز ک/ل/ف/ت دستتان بود درست اسمش را نمی دانم ولی ظاهرش برای این روزها خیلی خیلی آشناست .

دبستانی یار جان مراقب خودت باش اگر سالمی و سلامت , سلامی حاوی یک بسته از سخنان گهر بار دوستان همدوره‏ای را خدمتتان می فرستم درب منزل . دبستان جان خداحافظ .

 

 

..........................

پ ن یکم )

این پست تقدیم به    صـــراحی

هنوز که هنوز است بیشتر از خیلی ها نهضت را ادامه می دهد و

من هنوز آویزان نهضت سوادآموزی هستم .

 

+ نوشته شده در 1:26 توسط هادی .
جمعه 2 مرداد1388
در مدح سایه های غریب

 

قــــِ

قَد

قاف

قدِ تمام بلندی‏های

بدن‏ها را

را که ترسیم کنی

به خدا

تو

انگار

قَدِ ، قَدِ ، قَدِ من نیستی !

 

عزیزکم !

نکند سایه آن غریبه‏ی دیروز

در آن بن بست

روی تن من ماندی ؟

 

 

Bryan Adams - Ever Loved a Woman   دانلود

Desree - kissing you   دانلود

 

...............................................

پ ن یکم )

تقدیم به << عزیزی >> که در سفر دارم .

 پ ن دوم )

به قول تعدادی از دوستان نوشتن سفرنامه به چه کار می آید

می گذارم بماند تا بعد .

 

 

+ نوشته شده در 14:28 توسط هادی .
یکشنبه 28 تیر1388
اندر احوال و سپوختن ما

 

بدون شرح !

....................

  

پ ن یکم )

این پست تنها جهت اطلاع رسانی از وضعیت اینجانب

حک شده و هیچ ارزش مادی و معنوی دیگری نداشته و نخواهد داشت .

درون آکولاد { ارزش مادی را گفتم کلا دور هم باشیم }

بعید می دانم با این اوضاع احوال حتی بتوانم یک خط بکشم

چه برسد به نقطه سر خط .

....................................

پ ن دوم )

اگر اینجا هم صحبتی از خواندن  کامنتهای خصوصی وبلاگها و ورود بدون  اجازه

به این محیط نیز هست در یک کلام :

<<  برادرا  هر جا هستید خسته نباشید  >>

<< برادرا اون قسمت از کامنت های من رو نخونید برای اعصاب

خوب نیست >>

<< برادرا  کلا واقعا توی این مدت از بیخ خسته نباشید >>

نقل از :اعتماد ملی

....................................

پ ن سوم )

امشب در راه ( اتوبان  کاشان –اصفهان )مقادیری از خاشاک جدید رو

را کلا نوش جان کردیم . به دوستان و اقوام کاشانی قدم نو رسیده رو تبریک .

....................................

پ ن چهارم )

نظر خواهی !

نظر شما در مورد نوشتن سفرنامه 15 روزه به پایتخت چیست ؟

1)      بنویسم ؟

2)      ننویسم ؟

3)      اصلا به ما چه ربطی دارد ؟

4)      هر سه گزینه

جوابهای خود را به یک شماره دلبخواهی اس ام اس زده و سکه طلا جایزه بگیرید .

....................................

پ ن پنجم )

تا اطلاع بعدی از وضعیت روحی و جسمی اینجانب ، فقط می خوانم .

اوضاع بدتر از آن است که بتوانم برای کسی کاری انجام دهم و چیزی را جبران کنم .

مخاطب خاص

 

+ نوشته شده در 5:19 توسط هادی .
دوشنبه 22 تیر1388
اعتماد و مزرعه دیش ها

 

سیگار دوم را که خاموش کردم هنوز در فکر خدای تکه تکه شده در شهر و پایتخت بودم و دنبال مرهمی برای چسباندن آن می گشتم.

ساعت 9.55  دقیقه شب ، نه سیگاری بود و نه خدائی . هیچ .

ناگهان صدائی به پشت پنجره کوبید و گویا آهنگ نعره‏ای از همسایه به دیش ماهواره ای در همان همسایگی بود که انعکاس اش تمامی لولای پنجره را خورد کرد.

به خیال خودم صدای فاخته ی ماده ی هر شب و صبح پشت پنجره اتاقم است ولی انگار اتاق ، اتاق من نبود و شهر هم شهر من . صدائی گفت : مرگ بر {...} و صدائی دیگر {...}  . خوب که فکرکردم معانی تمامی نقطه چین هائی درون کروشه را در روزنامه های جلوی روی خودم پیدا کردم .صدای دیگری به پنجره خورد .

{ ا ل ل ه اک بر }

 نامفهوم  و مقطع بود .چند سطر دیگر از اعتماد را خواندم . سیگار نبود ولی به نبودن خدا شک کردم . صدای دیگری گفت : ی ا حسی ن و {... } حس‏ین .تمامی نقطه چین‏ها باز مرور شد و معانی برایم شکل می‏گرفت .  انگار وجود خدا در این برجهای بلند محر‌‌‌ز می‏شد . طنین دیگری به پنجره خورد که روزنامه را رها و تمامی پنجره را تا انتها باز کردم . ای بابا چه خبر است در این مزرعه ؟

صدائی به سر و صورتم کوبید، نه انگار صداها‏ئی بود که داشت زمین و زمان را به هم پیوند می داد . صداها می گفتند { الله اکبر }  .همان معنی{ الله اکبر} خودمانی را می داد ،پر رنگ بود ولی بوی سوختگی قلب ها را از تاوه‏ای تداعی می کرد  . صداها می‏گفتند {  مرگ  مرگ  مرگ } . به خودم که آمدم  اشکم سرایز شده بود و گویا مرهمی برای چسباندن خدا در پایتخت اختراع شده بود .

.....

..........

ساعت 10:14 شب ، انعکاس شعارها بلند‏تر شد  و دیش های مزرعه همه سر به هوا شدند .

 

................

پ ن یکم )

حقیقت این است که پس از اتفاقاتی که در این چند روز در

 پایتخت خودمانی برای من افتاد ، نمی‏دانم برای ورود به وبلاگ باید

سلام کنم یا به گفتن یه شب به خیر بسنده .

چند نفر از دوستان اینجا و یکی دو نفر از دوستان بیرون و تنی چند

از نیمه دوستان و یک لشکر فامیل تقریبا می دانند که چه اتفاقاتی

افتاده است : به قول دوستی { دادش این که شد سفرنامه }  

ولی تصمیمی برای نوشتن آن ندارم و کماکان در پایتخت به دلایل شرایط

کاری گیر کرده ام، ولی خودمانیم چند روز تاریخی بر من گذشت و حساب

دوست و دشمن دستمان آمد درون آکولاد { فجیع }.

پ ن دوم )

بدون حرف اضافه باید بگویم که این پست تحت تاثیر صداهائی است که در این

شهر و شهرک هر شب در گوش من است و ربط چندانی به سیاست نداشته

 و نخواهد داشت مگر اینکه دیش های سر به هوا بتوانند از خود در قبال تهمت هائی

 ناروا ، دفاع کنند .

پ ن سوم )

یک فقره عذر خواهی خیلی گنده به دوستان بدهکارم که به آنها سر نزدم

به گمانم تا 10 روز دیگر اوضاع به همین منوال پیش برود .

پ ن چهارم ) تکه ای سفرنامه

این قسمت از سفرنامه نا نوشته را باید بنویسم که کمی خنک شوم .

ای بر قبر پدر و مادر کسی که مجری احکام قانون ت/خ/م/ی اینجا را

به عنوان یک پست نان و آب دار و البته شریف انتخاب کرد :

یک لنگه شاش  دو آتیشه

بعید می دانم قسمت نارنجی ف/ی/ل/ت/ر شود .

همه‏اش از اعتماد شروع شد .

 

+ نوشته شده در 15:1 توسط هادی .
سه شنبه 9 تیر1388
در مدح آدم خوار مهربان

 

هِکا لا مورا  دِل نا کُه

خا خا رو بو  لامو چَشُ مِن

ترجمه میکنم

حسابِ قلب را جدا کنی

می‏ماند دل و کمی قلوه

که امشب

برای شام به سیخ خواهیم زد

 

برای صبحانه خدا بزرگ است

شاید

 پیکر مرده‏ای

را به دوش آوردم

 

 

Alexander Rybak - Fairytale - Eurovision Festival 2009   دانلود

Sasha Son - Love Song - Eurovision Festival 2009   دانلود

Regina - Bistra voda - Eurovision Festival 2009   دانلود

Yohanna - Is it true - Eurovision Festival 2009   دانلود

 

....................................

پ ن یکم )

انصافا از زبان و در مدح آدم خوارهای جزیره دنباله دار

همان جائی که گرگستاره (من ) چندی پیش در آنجا به دنیا

آمد ، شعر گفتن مشکل است.

....

تَکا خا چَم چه آ

ترجمه می کنم :

آدم خوار قصه من : تشکر می کند

....

پ ن دوم)

چند روزی نیستم

پایتخت با توام ، با تمام هم آغوشی هایت

مرا هم در بر بگیر .

 

 

+ نوشته شده در 12:43 توسط هادی .
دوشنبه 8 تیر1388
دروغی برای فرداها

عجیب بود ،این بار خیلی زود فردا شد !

من داشتم برای کفتار محل که به تازگی نشون کلانتری را از سگ پا کوتای محله پشتی گرفته بود و به پیراهن کوتاهش آویزان می کرد تعریف می کردم .  آره ! انگار همین دیروز  بود که کلانتر پا کوتاه را مثل سگ پرت کردند بیرون و حتی به خانم سگ هم تجاوز کردند.

همه می گفتند: از این موهای سفیدشون خجالت نمی‏کشین ؟ آره دیگه همه می گفتند .

 همه سیاه پوشیده بودند و روی صورتشون را با دم هاشون گرفته بودند که شناخته نشند .

 آقای کفتار گوش می کنی ؟

 دیروز روباه خونگی آقای قصاب سر جنگل ،  آلتِ یه مرد را یک لقمه کرد !!

همه حواستون با منه ؟

 بله بله ، حواسم با شماست بگو .

آره دیگه همین .  من برم کاری ندارین ؟ فقط اومده بودم خبر بدم .

آقای کفتار گفت : چرا  ! یه زحمتی بکش ،سر راه یه ذره آب بده به اون حیوان دُم دراز داخل زندان .

 داخل زندان که رفتم دیدم آلَتِ گم شده آقای قصاب اونجا توی ظرف اون حیوان دم دراز بود .

توی قفس بوی س.-.ک‏.–.س  می یومد ،خوب که نگاه کردم دیدم تمام بدنش پر از موهای سفید ، انگار به جائی کشیده شده بود  و نیش خند می زد . نگو به حکم اعتراض در جنگل تو زندان بود .

همه حوادث دیروز اتفاق افتاده بود و من مثل آقای خر داشتم توی طویله‏ی در بسته دنبال فردا می‏گشتم .

 

 

Archive - Bullets Song   دانلود

..........................

 

پ ن یکم )

این پست برای  * ‌وحشـــىــــىـــی *

پ ن دوم )

این آهنگ رو که گوش می کنم

دلم می خواد اون حیوان دم دراز را از وسط دو نیم کنم  همان جر دادن خودمانی .

هر چند در مواردی غیر از گوش دادن به این موسیقی باز هم آن فعل را خواهانم .

 پ ن سوم )

شاید تعجب کنید که این اصلا داستان است ؟

من هم از خودم گاهی می پرسم .

فقط گاهی .

 

 چیز نوشت اضافه شده )

فکر نمی کردم این پست اینقدر عجیب و آزار دهنده باشه

کمی صبر می کنم و شاید حذفش کنم . در صورت حذف

پست دیگری جایگزین خواهد شد .

 

+ نوشته شده در 12:45 توسط هادی .
پنجشنبه 4 تیر1388
دخیل برای دموکراسی

 

آه دموکراسی

تق تق

با شما هستم

چه فرقی دارد دخیل چه رنگی باشد ؟

 

اینجا از ضریح خبری نیست !

و نه  بوی مُهر می آید

اما !

 قبل از هر دعا ورد بخوانید

و اول هر دخیل

برای فعل بستن

پارچه

 

شما طناب دارید ؟

 

برای گردن نحیفش

که سالهاست تبری آنرا قطع نکرده است

 

آه دموکراسی

کمک کنید !

می خواهم طناب را به گردن‏ات

دخیل ببندم

حالا چه فرقی دارد دخیل چه رنگی باشد ؟

 

 

Carlos Santana Feat steven tyler - Just feel better   دانلود

...................................

پ ن یکم )

این پست برای * چادرنشین *

پ ن دوم )

موزیک این پست از موسیقی های قدیمی در این وبلاگ است .

نان بیاورید احساسی بهتر را تقسیم کنیم !

+ نوشته شده در 1:59 توسط هادی .
یکشنبه 31 خرداد1388
So Sorry

 

 پ ن یکم )

حرفی برای گفتن ندارم دعا می کنم هر چه هست زود تمام شود

تاوان این دموکراسی تحمیلی و احمقانه انگارجبران نا پذیر است .

پ ن دوم )

یک تشکر کوچک برای دوستانی که تولد من رو تبریک گفتند

کیکی داشتم که تا نیمه های شب شمع های آنرا نگاه می کردم و 

آنهائی که در خیابانها بعد از سالها دوباره در خون به دنیا آمدند را

یاد کردم

+ نوشته شده در 21:35 توسط هادی .
سه شنبه 26 خرداد1388
سوگ


درون آئینه

از پنجره به بیرون نگاه کن

دوازده نفر

به دنبال یازده نفر دیگر

که مرده بودند

آرام

راه می رفتند

 

 

Lady Antebellum - I Run To You   دانلود

 

این پست برای تفکرات یک روانپریش 

همان روانپریش خودمانی

 پ ن یکم )

گفتم که

 کمی جلوتر ماهی ها خواهند مرد

ولی ، کسی باور نکرد .

پ ن دوم )

آمدن در این شرایط شاید کار احمقانه ای بود

ولی برای خواندن دیگران هم که شده ، هستم

شاید با این بودن نسبی تمام نبودن ها را فراموش کنم .

 

+ نوشته شده در 23:55 توسط هادی .
جمعه 8 خرداد1388
پل پله شد

 

پُل

پِله

پِله ای برای صعود تو

پل هائی برای نزول من

 

می گویند

آبچِکان پِله ات بو می دهد

 

نگاه سنگین تو

بارانی اسیدی ست

که تمامی درزهای پِله هایت را

خط چشم سیاه ، جِرم گرفت

 

من روی پِله های تو راه می روم

و تو روی من پُل خواهی زد

 

موشی از بوی تعفن آبچِکان پِله

قهقهه می زند

چِشمش شور بود

پُل ، پِله شد 

 

 

  Heather Nova - Gloomy Sunday   دانلود

پ ن یکم )

فقط هوس بودن و هوس پستهای قدیمی

به سرم

زد

این پست برای " حدیث " حک شد  VirGinraiN

 

پ ن دوم)

سلام .. ولی کماکان نیستم تا اطلاع ....

 

+ نوشته شده در 18:24 توسط هادی .
سه شنبه 5 خرداد1388
سگ زرد


....
......
.........
.....

و كمي

آن طرف تر

ماهي ها خواهند مرد



پ ن يكم )
يا تمام احترامي كه براي گرگ گله خواستارم
به قول مادربزرگم كه زير هر چروك صورتش
ضرب المثلي خانه كرده
و تمامي عقلهاي نصفه نيمه آدمها

"سگ زرد برادر شغال است "

پ ن دوم )

براي دوستاني كه حال بنده رو به هر نحو
جويا شدند آروزي خنكي آرزو مي كنم
باشد كه مورد عنايت كولر گازي مجاني قرار گيريد
من كه در اين كافي نت گوسفند كباب شدم
و آقاي كافي نتي كه هي محاسني هم دارد
صورت حساب غذاي من را آورده
روز ناز

تا اطلاع ثانوي

درون آكولاد به دليل پاره اي مشكلات به كسي تقديم نشد

+ نوشته شده در 21:5 توسط هادی .
چهارشنبه 30 اردیبهشت1388
سمفونی مرگ
 

آخرین چیزی که توی ذهنم حک شد تصویر خیلی تار از زاویه کنار جدول خیابان بود که ماشینها و مردمی که این طرف و اون طرف می‏رفتند رو می‏دیدم که آروم آروم ازم دور می‏شدند . درست همون لحظه مردم با صدای ترمز اتوبوس یهوئی برگشتند و دنبال یک تصادف می‏گشتند .احساس پوچی و سبکی بود که اومد سراغم و دیدم توی هوا دارم چرخ می‏زنم .

  صد متر بالاتر چند تا بچه مدرسه ای از خیابون رد می شدند که یکشون انگار بستنی دستش بود و تند تند گاز می زد .

از لبه رکاب اتوبوس داشتم از دور نگاه می‏کردم که پیرمردی گفت : جوون من بلیط ندارم . مسیر حرکت بین صندلی های اتوبوس شاید 6 یا 7 متر بود به عقب هم که نگاه می‏کردی دقیقا همین قدر بود آخه ما همیشه وسط اتوبوس می نشستیم و دستت که مثل همیشه گرم بود از دستم پس رفت و گفتی : آره عزیزم دوست داشتن هم یه روزی تمام میشه که گفتم نه نه دوباره شروع نکن .

شروع کردم به خندیدن ، نه انگار یه بغض آشنا بود که داشت خفم می کرد ، صحبت از خداحافظی شد و من بهت گفتم .

با توام ! تو چشمهای من نگاه کن ،این بار اگه بری خودم رو می کشم .

 

 

The Bee Gees - I Started a Joke   دانلود

Sting Feat Julio Iglesias - Fragile   دانلود

...........................

 

پ ن یکم )

این پست برای "پسر شاهزاده " نوشته شد ، همان شازده پسر خودمانی ،

به گمانم از اشراف باقیمانده طنز پرداز انگلیسی ست .

پ ن دوم )

گاهی می شود سمفونی دوست داشتن را  هم از  آخر خواند ،

شما سمفونی مرگ  از آخر بخوانید ولی بی زحمت پرت نشوید .

پ ن سوم )

هستم ولی نیستم ، شما نبودن را باور کنید .

 

+ نوشته شده در 4:44 توسط هادی .
پنجشنبه 24 اردیبهشت1388
مرثیه ای برای زندگی

 

 

تن‏های بی‏بازو

و

همان بازوهای بی آرنج

که زنان ،بی‏سینه

آنها را به دوش می‏کشند

و

زنبیل‏های بی‏دسته‏ای

که عصای خدایان

و

رسولان بی کتاب می‏شوند

 

زمان را بی ثانیه

و قلبها را بی رگ می‏کند

 

تا منی

باور داشته باشم

این روزها به آسانی

قتل و مرگ حشاشیون

می شود

مُرد

 

آری !

همان دیروز

من از خود پَرت

و

مُردَم

 

 

Steely Dan - Do It Again   دانلود

..........

Special Download

Ane Brun-Changing of the Seasons -2008 Album full    دانلود

..................................

 

پ ن یکم }

خوب که فکر می کنم اکثر پستهای آیات زمینی و از اتفاق

همانهائی که خودم علاقه زیادی به آنها دارم تماما در حال و

هوای خاصی بوده است ، یا تب داشتم  و یا مثل همین

  "مرثیه ای برای زندگی " چند روزی هست که در بستر بیماری

 البته در حرکت هستم " وقتی کلمات آزارم می دهند و دقیقا

 با بیماری دست و پنجه نرم می کنم و نتیجه اش می شود این

 خزعبلات هر چند دوست داشتنی .

 

پ ن دوم }

درون آکولاد { موسیقی که به آن اضافه می شود دقیقا همان معجون

 درونی من است که اسمش رو گذاشتم " زندگی در جعبه روغنی "

که انگاری عمری قراراست در یک محفظه روغنی دست پا بزنیم ، لیز بخوریم ،

 عاشق شویم و عشق را هدیه کنیم و هیچ کس هیچ توجهی به دوست داشتن نمی کند }

 

پ ن سوم }

موسیقی این پست رو دوست دارم .

همین  

 

 

+ نوشته شده در 3:57 توسط هادی .
شنبه 19 اردیبهشت1388
باکره چوبی

 

وقتی اومدبیرون یک بغل پر از لوازم آرایش از توی اتاق آورده بود وچهار زانو نشست جلوی من . بهش گفتم چی‏تو فکرته ؟ می خوای چه بلائی سر من بیاری ؟

گفت ساکت . می‏دونی که دوستت دارم و قرار هم نیست بلائی سرت بیارم ! تو فقط ساکت باش و حرف نزن .

هر چی من‏گفتم بگو چشم . از بین اون همه مداد چشم رو برداشت و شروع کرد بریدگی چشمم رو رنگ کردن ، مداد سایه رو برداشت و شروع کرد به سایه زدن دوتا چشمهام . من فقط حس می‏کردم ولی چشمام بسته بود و فقط گاهی قلقلک می‏شدم . آخه می‏دونست من خیلی حساسم هنوز وقتی می خواست من رو ببوسه اول می‏گفتم یه کم صبر کن خنده ام بند بیاد بعدا .

یک تیکه ابر نرم برداشت و شروع کرد مالیدن رو لپ ‏ام و یه چیزی مالید روی گونه‏هام به گمانم رُژ‏گونه بود ، من فقط مور مورم می شد . بدو بدو‏ رفت توی اتاق یک چیزی آورد و انداخت سر شونه‏هام ، به گمانم پیراهن بود  .من با اون بدن بدون لباس دیگه داشت سردم می شد که یک چیزی گرمم کرد و داغی رو سر شونه ام حس کردم . عحیب بود انگار باد می یومد ! حرارتی روی گردنم شروع شد و داشت بالا می رفت  و حس کردم دارم خیس میشم . بهش گفتم ناقلا از گردن شروع کردی ؟

 صدائی نیومد چشمام رو که باز کردم ، یه طرف کوه بود یه طرف رودخانه یه طرف دشت و اونجائی که من بودم یه مزرعه بود که من سالها ایستاده و چشم بسته ،مترسکی برای پرنده‏ها بودم .

 

Slumdog Millionaire Soundtrack - Latika`s Theme   دانلود

Slumdog Millionaire Soundtrack - Dreams On Fire   دانلود

.........................................

   

پ ن  )

این پست برای"  ارغوان "  حک شد

همان که رنگش

 آخرین رنگ جسد است

همان ارغوانی

 

+ نوشته شده در 2:23 توسط هادی .
دوشنبه 14 اردیبهشت1388
Slash

 

Oh MAn
You Drive Me Crazy
 
Slash

Michael Jackson Feat Slash - Give In To Me   دانلود

Michael Jackson Feat Slash - Give In To Me   YouTube

Michael Jackson Feat Slash -Black or White   YouTube

..........................................

 پ ن )

برای تولد " رها "

+ نوشته شده در 17:58 توسط هادی .
جمعه 11 اردیبهشت1388
Fade To Relax + گرگستاره

 

من

تو

ماه

باران

و گرگی که داشت پیشانی رحِم‏ات  را

می بوسید

زبان به دندان گرفت

تا گرگ ، گرگ به دنیا بیاورد

و تو ،

من را

.

.

.

کسی به نام

 " گُرگسِتاره دنباله‏دار "

متولد شد

 

Metallica - The Day That Never Comes   دانلود

Hoobastank - All about you   دانلود

Hoobastank - My turn   دانلود

Paramore - Decode   دانلود

Billy Idol - Rebel Yell   دانلود

Cucu diamantes and yerba buena - Mayas theme   دانلود

Imogen heap - Not now but soon   دانلود

Sheila chandra - Abonecrownedrone 3   دانلود

Sarah McLachlan - Building a Mystery   دانلود

Secret Garden - Ode To Simplicity   دانلود

......................................................................

 

پ ن اول )

شاید جنس این روزهای من از خاک بازار وتیمچه و بوی ملس

عطاری های کنج باز نیست ، ولی در آنها سفر بسیار کرده ام .

این پست هر چند سنتی در آن وجود ندارد

و بوی نعنای خشک و عناب تازه نمی دهد

 ولی برای " مهدی مرادی "

مجله کوچک/کارنامه بردگی

حک شد که تمام وجود و نفسش

بوی معرفت و مرام های کوچه های لاله زار است .

نوش .

پ ن دوم )

اسم مستعار من در روزهای آتی است

" گرگستاره دنباله دار "

پ ن سوم )

برای افرادی که به گمانم اکثر آنها را می شناسم

واقعا متاسفم که بدون اسم در اینجا نظر می دهند و نقل و نبات

از دهانشان بیرون می آیند گویا هوس گِل و گلوله کرده‏اند .

کار به جائی رسیده است که به اسم آیات زمینی در وبلاگ دیگران

هم نظر می دهند . قابل توجه شما یکی دو مورد خاص باید بگویم

که اگر چیزی در میان پاهای خود حس می کنید با آدرس خودتان

نظر بدهید . خیالتان راحت دهان من چاک و بست ندارد به زودی

مورد عنایت قرار میگیرید هر آنچه در خیال گرفته‏اید .

 

+ نوشته شده در 14:58 توسط هادی .
دوشنبه 7 اردیبهشت1388
LaTe

 

oh Love

Where Are You ?

In Jungle ?

just a min

PleAse

 

 

 

YEah

I,m ComiNg

+*-.... ،× ٪٫ ¤٬ ٬!٬٪ ،،) <:" /٪ -- ++

Oh LOve

I foUnd YOu

But YuO WerE DIed

F. u C  k

...................................

Maroon 5 - Makes me wonder   دانلود

Survivor - Eye of the Tiger   دانلود

Starsailor- All The Plans   دانلود

................................

 

پ ن یکم )

این پست هم اکنون برای " همکنون " نوشته شد .

 

+ نوشته شده در 22:9 توسط هادی .
پنجشنبه 3 اردیبهشت1388
آغوش خودمانی + اندکی تنهائی

 

چه چیزی بالاتر از این
که کسی را دوست داشته باشی

و هویتت را با او تقسیم کنی ؟
کمی خواب را چاشنی کنی 
وکمی از او سیر شوی ،

از پرخوری !
و کمی به تو طمع کند و عجیب است این حس  
و از حسادت که چرا به جای من

به دیوار نگاه می کنی !
و با غرور بگوید

 فقط من ،

و گردنش را برایت مثل پرنده ای باد کند .


همه چیز

از همان اول آغاز می شود

از همان آغوش خودمانی


و

چه چیزی بالاتر از این

که کسی تو را دوست داشته باشد

و تو آرام نگاهش را دنبال کنی

و نگاهش

که ختمی جز تو نخواهد داشت

از تو سیر شده است

و باز می خواهد پر خوری کند

تو را

و تو پس می زنی

و

او  تو را پیش می کشد

 

همان فلسفه بی نام و نشان پا و دست

 

و گردنت را برایش باد کنی

و هر چه بیشتر باد کنی

او بیشتر تو را می‏خواهد

 

 

مابقی دوست داشتن مرا

موش خورد

تو هم که در تله گیر افتادی

اصلا بیا قایم باشک

 

 

دکلمه " آغوش خودمانی "    دانلود

Pianotarium - Nothing Else Matters . Piano Version   لینک دانلود موسیقی زمینه دکلمه

....................................................

 

 

پ ن یکم )

این پست کمی خاص است !

یعنی می خواهد که خاص ِ خاص بشود .

نه ! طبیعت خاص گونه ای دارد .

من همیشه از فعلهای نفی در زندگی بی زار بوده‏ام

چه برسد به فعل بزرگی به نام "رفتن ".

بزرگ نیست ؟

این پست به تمامی دوستانی تقدیم می شود که

که به هر دلیلی رفته اند ، پاک شده اند و یا خواهان

پاک شدنند و یا خود ، خود را پاک و یا محو کرده اند ،

خیلی راحت بگویم نمی‏خواهند که بنویسند .

وبلاگ بهانه ای است برای بودن در اینجا و در واقع

 چیز دیگری وجود ندارد برای با هم بودن،آن هم در

این محیط مجازی لعنتی و دوست داشتنی .

 قرار نیست کسانی را به بودن دعوت کنم ،

این پست فقط یاد آنها را به این وبلاگ، قاب شده و

 آویزان نگه می دارد و دوست داشتن آنها را فریاد می زند.

دوستانی همانند :

" ایرانی نامه  + جیغ بنفش +  نگاه گمنام  + شاه‏باجی  +

تبعیدی 13شصت +  بانوی بیقرار  و ... "  

 

پ ن دوم )

دکلمه این پست را گوش خواهید داد و همچنین

موسیقی زمینه‏ای که برای آن انتخاب کرده ام

مسلما خیلی آشناست شاید دلیل خوبی برای این باشد :  

شاید چیزی بالاتر از آغوش خودمانی نیست .

چه کسی می داند شاید روزی کسی این

پست را جلوی آئینه به خود من تقدیم کرد

شاید خیلی نزدیک ، من هم کم رنگ شدم .

 

پ ن سوم )

امروز روز معمار بود . " همین  "

 

+ نوشته شده در 23:12 توسط هادی .
دوشنبه 31 فروردین1388
کسی جائی گیر کرده است
 

از همون  اولی که وارد جاده شدم اذیتم می کرد . فشار می آورد ،حتی گاهی کار به جائی می رسید که از جاده منحرف می شدم و چند باری هم نزدیک بود تصادف کنم . هر چی بهش می گم! چرا نمی فهمی !  از شهر خیلی دور شدیم . بازم میگه : نه می خوام بیام بیرون برم بازی . می‏خوام بیام بیرون آدمها رو نگاه کنم .

دلش می‏خواست بره زیر بازار آب انجیر بخوره . دلش می‏خواست بره دم اون چهارراه نگاهشو قلاب کنه به اون توپهای فوتبال چهل تیکه ...  .

اَه دیگه داشت از چشمم می زد بیرون . شصتش رو می کرد تو پشتم و پاش از گوشم می زد بیرون و داشت دیوانم می کرد . حتی کارش به جائی رسید که انگشت هم می کرد آدم رو . بی ادب رو بهت دادم دیگه . می دونی چیه ، بزار برسیم به اولین کافه بین راه ، همون  جا مشکلت رو حل می کنم  . دعا کن اونجا دستشویی فرنگی داشته باشه .

دعا کن اون آدم با ریش بلند سفید دوباره پیدانش نشه بگه  : آخه جوون  کسی که کودک درونش خودش رو بالا نمی یاره .

 

 

chris de burgh - footsteps   دانلود

chris de burgh - turn turn turn   دانلود  

chris de burgh - all along the watchtower   دانلود

موسیقی از آلبوم ۲۰۰۹ کریس دبرگ انتخاب شده است .

..................................................

 

پ ن یکم )

این پست  با احترام تقدیم می شود به وبلاگ بی نظیر " کوچه نادری  "

با تصاویر و نوشته های پر مغزش ، رمان هم دارد خبر ندارید !!!! .

پ ن دوم )

گاهی حرفی برای گفتن نیست  ، یعنی درس ذهن انسان را

بیمار می کند . آنقدر بیمار شده ام که انسان موسیقی بازی

 چون من با بیست الی سی آهنگ منتخب از متالیکا به خواب

 می‏رود و با همان بیدار می شود .

از خواب اینقدر خشن لذت می برم ، علی الخصوص وقتی شبها

در خواب خشن خود  تصاویری از ریش و سبیل گانز هم باشد .

و باز مخصوصا اگر کودک درون بخواهد هر چه لباس دارم جر بدهد

و بیاید بیرون و راک و بلوز  و متال بنوازد و  بخواند  .

Whiskey in the Jar

The Unforgiven

آه چه لذتی دارد  ،

درون آکولاد {  البته جیغ و ویغ الکی ، خیر }

البته عرض کنم موسیقی ها سعی می شود بر اساس روحیات

فرض شده افراد توسط من باشد .

پ ن سوم )  ** خزعبلات بنده را به دل نگیرید  **

کمتر هستم ، عفو بفرمائید.

                             

+ نوشته شده در 10:35 توسط هادی .
شنبه 29 فروردین1388
Nabbeun namja 2001

 

 

 

 

 

Nabbeun namja -  2001 محصول

Director :   Ki-duk Kim
Writer:  Ki-duk Kim
Genre:  Drama
Country: South Korea

 

Bad Guy (International: English title)

 

IMDB Link

…………………………………..

 

پ ن یکم )

هر چند این روزها سریالهایی گاها خوش ساخت آسیائی و علی الخصوص

کره ای تمام ذهن و فکرها را پر کرده است ولی در سینمای این کشور فیلمها

خوب و ناشناخته تولید می شود . فیلم "مرد بد " که البته ترجمه خوبی برای

این فیلم نمی تواند باشد  یک فیلم سراسر عشقی است که چیزی بالاتر از

جنون تمامی آنرا در بر گرفته است .

عشقی که پس از شکستی نا مفهموم در گذشته ، که فقط از آن یک عکس

 نیمه باقیمانده است شروع شده و به قتل هم کشیده می شود .

معصومیتی که در فیلم از دست خواهد رفت تا انتهای فیلم هیچگاه به بیننده

بر نمی گردد . دیدن این فیلم با تعداد لوکیشنهای کوچک و زیبا هر چند محدود

توصیه می شود .

 

 

+ نوشته شده در 12:31 توسط هادی .
سه شنبه 25 فروردین1388
Gloomy Sunday

 

 

 

.....................................

Ein Lied von Liebe und Tod - Gloomy Sunday (Germany) (DVD title)
Gloomy Sunday (USA)
Szomorú vasárnap (Hungary)
The Piano Player (USA)

Director: Rolf Schübel

Writers: Nick Barkow (novel)
Genre:  Romance | Drama

 

پ ن یکم )

این پست شروعی بود برای معرفی فیلم های که دیده ام .

البته نقدی در کار نیست و من خود ترجیح می دهم نقد فیلمها را

در سایت و یا وبلاگی نظیر " روسپیگری " بخوانم ،تا خودم چیزی بنویسم.

موسیقی این فیلم واقعا بی نظیر است و امیداورم شما پس از دیدن

این فیلم جان سالم به در ببرید . البته عرض کردم" امیداورم" .

پ ن دوم )

موسیقی اصلی فیلم به همراه وکال ، توسط تعداد زیادی از خوانندگان

و نوازندگان معروف اجرا شده است که عبارتند از :

Sarah Brightman - Heather Nova -  Billie Holiday - bjork

 

+ نوشته شده در 0:59 توسط هادی .
چهارشنبه 19 فروردین1388
نشان دوست داشتنی

 

....... و

عکس قاب شده من

را

نزدیک همان جاده

به یاد بیاور

 

لطف کردی !

و

درست حدس زدی

عبور اهلی‏ها

ممنوع

 

 

Adrian Belew - Dream Life . Acoustic    دانلود

David Sylvian and Robert Fripp - Damage   دانلود

**********

Syd Barret - Opel - Full Album   دانلود آلبوم کامل

...........................................................................

 

پ ن یکم )

این پست ، تمام و کمال تقدیم به "سورنا "ی عزیز در وبلاگ بی‏نظیر

  " عروج اسیدی "  و از تعارف که بگذریم از  بهترین وبلاگ ها‏یست

که این روزها می خوانم .

پ ن دوم )

این روزها کمتر فرصت می کنم به دوستان سر بزنم ،  عذرخواهی من

را پذیرا باشید. چیز خاصی هم برای گفتن وجود ندارد ، گاهی ! درس و

 کتاب بهانه است و البته بهانه خوبی برای دیگران .

اینجا گاهی غیر قابل باور زیباست و گاهی کاملا بی معنی و بی هدف .

ترجیح می‏دهم کتاب بخوانم و فیلم ببینم و اگر فرصتی شد کمی درس .

یکبار گفتم و دیروز تازه متوجه شدم که یکی از استادها دقیقا هم ورودی

 من در سال 78 است و به حال خودم تاسف خوردم که چند سال از زندگی

 عقب هستم .وقتی‏درفکر  هدف چیزی جز موسیقی نبوده و نباشد بالواقع

 انسان  چیز خاصی نخواهد شد . از موسیقی فاصله بگیرد و آگاهانه آن را

 گوش کنید شاید چیزی و یا بهتر بگویم کسی شدید.

پ ن سوم )

یک یا دو پست برای بازی با " واقعیت "  خواهم گذاشت هر کس دوست

داشت با واقعیت های خودش بازی کند .

 

+ نوشته شده در 18:34 توسط هادی .
چهارشنبه 12 فروردین1388
چاله های بی انتها

 

من این طرف

و

تو کمی آن طرف تر

و

تمامی عشق ها

در میانه تمام می‏شود

زمان روی تو لیز می‏خورد

و من

روی من

 

گاه باید تو را

فتح کرد

گاه تو را ، قوت

و

گاه باید از تو سقوط کرد

 

من عشق را درون جوئی

کنار آن درخت

به سقط دیدم

که خدا رویش چه لزج‏وار

لیــــــز می‏خورد

و تو ،  سرد

از آن میان فریاد می‏زدی

 

عزیزم

عزیزکم

عذرخواهی مرا بپذیر

 

بکارت من ارتجاعی‏ست

 

 

 

Yasmin Levy - La Alegria    دانلود

 

Yasmin Levy- La Alegria .Flv   دانلود موزیک ویدئو

 

.............................................................................................

 

پ ن یکم )

این پست تقدیم به " کژال " عزیز در وبلاگ " Erebos " یکی از

 دوستان فلسفی‏ناک اینجا که از نوشته‏های او لذت می برم .

پ ن دوم )

من از تاسف شروع می کنم !

برای هر چه کان دید است تاسف می خورم .

باور بفرمائید این روزها دموکراسی شبیه تیر چراغ برق است.

 از چند روز دیگر باید در صف تیر چراغ برق  بایستیم و به

دنبال دموکراسی و عدالت چانه بزنید .

جالبتر این است  که همه بدو بدو هم می کنند .

 " " " خلایق هر چه لایق  " " "

به قول کژال " قاه قاه "  . گاهی من هم می گویم البته .

منت کان‏دیده بودن بر سر آمپول زن محله ما مانده است عجیب .

بیچاره بی کار شده است ،  کسی کاری سراغ دارد ؟ ؟؟؟

 کاری که گرایش گسترده کوانتومی و تیر‏چراغ برقی نداشته باشد

و هیچ ربطی به حذب و انبوه آدمی و توده کاهی نداشته باشد .

بیچاره چاله اش  بی‏انتهاست .

پ ن سوم )

از کامنتهای دوست داشتنی شما برای " رها " ممنونم . همین .

درون آکولاد

{ موزیک را گوش کنید و می توانید ببینید البته با عینک دودی }

و با همان عینک دودی بنویسید . چشم بی سپر آسیب می بیند .

 

 

+ نوشته شده در 18:59 توسط هادی .
سه شنبه 11 فروردین1388
Raha + JuSt PlaY

 

  

پ ن یکم )

سلام 

آیات زمینی به احترام دوستی به نام " رها " که با بیماری  سختی سر به گریبان بود و از دوستان همین محیط مجازی است ، متوقف شد . جراحی های سختی را پشت سر گذاشت تا به بهبودی کامل نزدیک شود . به امید سلامتی کامل این دوست عزیز و رسیدن به آروزهای زیبایش .

    آیات زمینی شروع به نوشتن دوباره می کند .   

یک اعتراف :

در تمام عمرم انسانی به قدرت و تحمل "رها " به خاطر ندارم و جسارت بی مانندی که از خود برای مبارزه با آن بیماری نشان داد را برای همیشه به خاطر خواهم داشت .

این پست با تمامی کاستی‏ها تقدیم  به رها .

با آروزی بهترین ها برای شما رهای عزیز .

پ ن دوم )

در سال جدید قصد اضافه کردن قسمتی درباره فیلم دارم

" نه نقد "  و "  نه بررسی "  بلکه  تصمیم بر این است که تنها به صورت یک پوستر و معرفی فیلم باشد و دیدن آن رو توصیه کنم . قسمت دوم معرفی کتاب است البته شاید .

پ ن سوم )

دوستان خوبی در سال‏گذشته در اینجا داشته و دارم که از وبلاگ نویسی انگاری خسته شده‏اند من بی‏صبرانه منتظر آنها هستم‏. شاه‏باجی ، شادی تبعیدی  و امیر رضا خوردآزاد  شما هم به جِد شامل می شوید .

درون اکولاد :

 { کامنتینگ وبلاگ به دلایلی پس از تائید است }

 

+ نوشته شده در 0:42 توسط هادی .
یکشنبه 2 فروردین1388
Pause،،،،،،،،

 

 

 

 

 

    

I am just waiting For "A"  GooD news

 

Just

 

PAuse

 

PaUse

 

PauSe

 

        +

ing         

 

Never Update                  

 

+ نوشته شده در 2:46 توسط هادی .
powered by



Design By: M.Rahimizadeh